ملودي هاي تكراري ، ترانه هاي جديد
ديگر هيچ آهنگسازي نگران ساخت ترانه و ملودي نخواهد بود. چرا كه كافي است براي يك ملودي، چند شعر بيابد، آن وقت يك ملودي تكراري و ترانه هاي جديد ...
چند وقت است كه همينطور شده و شعرهاي مختلفي مي شنويم اما با ملودي تكراري. البته اين تكرار تنها به ترانه ختم نمي شود بلكه در اغلب مداحي ها و مولودي ها هم اين تكرار ملودي به گوش مي رسد.
البته اينكه از يك ملودي و آهنگ بتوان بارها بهره جست خيلي هم بد به نظر نمي رسد ولي واقعا تكرار درست است ؟! آيا عدالت در مورد شنونده رعايت مي شود.
به هر حال بهتر است اين تكرار كمتر شود چرا كه گوش ما از اين ملودي ها پر است.
امضا ناتالي
اسم: حسين لغب: تهي
محل سکونت: تهران متولد: 1366
از کي رپ وآهنگ هاي رپ را دنبال ميکني ؟
از سال 1379 علاقه پيدا کردم به رپ و از سبک و طرز بيان جملات در آهنگ هاي که سبک رپ دارند خوشم اومد و دوست داشتم با اين سبک بيشتر آشنا شم.
از کي شروع کردي به رپ خوندن ؟
اواخر سال 1381 من شروع کردم به رپ خوندن اما کار هامرو توخونه و براي خودم مي خوندم و اصلا قصد بيرون دادن يا حتي گذاشتن آهنگ هام بر روي اينترنت نداشتم مثلا از آهنگ هاي رکورد شده در خونه براي خودم تا اينجاي که ذهنم ياري ميکنه ميتونم از : عداي باحالي ـ ديس فتال ـ و... ميتونم نام ببرم که ميگم بازم براي خودم خوندم و پخش نکردم.
با چه کساني توي رپ فارسي حال مي کني ؟
شايان, سامان ويلسون,حسين ابليس, امپيزر و Rf
از خواننده هاي خوارجي چه کساي رو قبول داري و حال ميکني؟
Outlow , Mobb-Deep , LiLi Bow Wow , Puff Dady , B . i . G , D-12 , DMX , Tupac , Snoop Dogg
قصدت از خوندن آهنگ فساد چي بود؟
راستش خوندن اين آهنگ داستان طولاني داره ولي مختصرا توضيح مي دم , من اول قرار بود آهنگ « رسم بازي زندگي» رو با حسين ابليس بخونم که به دلايل زيادي اين کار انجام نگرفت و اون آهنگ حسين با Mr.Killer خوند بعد از اون کار من به حسين گفتم که بيا آهنگ فساد رو باهم بخونيم ؟ اونم قبول کرد و خلاصه اين آهنگ رو ساختيم و هدف ما اين بود که چون در جامعه فساد زياد شده اين آهنگ رو باهم بخونيم .
نظرت در باره ي آهنگ فساد چيه؟
با اينکه روش وقت کمي گذاشتيم ولي به نظر من کار خوبي از آب دراومد.
کمي در باره ي آهنگ هاي جديدي که قصد ساختن انهارو داري براي ما توضيح بده؟
من به اميد خدا دارم4 تا اهنگ مي خونم که فعلا تکست ها کامل شده و در حال ساخت بيت هستيم , اسم 4 آهنگي که انشا الله تا بهمن ماه بيرون مياد به ترتيب هست:1- کل بسه 2- پيشوا (با سموک داک ) 3- نفرت ( با سون )4- بکس051 (با ابليس) .
در باره ي آهنگ کل بسه تو ضیحات بیشتری به ما بده؟
من داشتم یک روز به آهنگ هایی از گروه های مختلف رپ فارسی گوش می دادم و قتی مقایسه میکردم با رپر های خارجی میدیدم اصلا هیچی در مقابلشون نیستیم و دلیلش هم چیزی نیست جز کلکل بیهوده میان رپر های فارسی بعد به این فکر افتادم که یک آهنگ در باره کلکل بخونم و به این قضیه خاتمه بدم خلاصه این شد که تصمیم گرفتم این اهنگ بخونم .
منبع مصاحبه : وبسايت طرفداران گروه بچه هاي بد
بعيد نبود، خوانندهاي همچون علي تفرشي، براي اجراي سلوي سمفوني با عظمتي چون «ايثار» از جانب مجيد انتظامي، دعوت به همكاري شود؛ چرا كه تفرشي علاوه بر فعاليتي كه در زمينه موسيقي پاپ دارد، تحصيلكرده رشته موسيقي است و به موسيقي كلاسيك نيز اشراف دارد. جداي از اينها او پيش از اين تجربه همكاري با اين آهنگساز زبده را در كارنامه هنري خود داشته است.

به بهانه اجراي آواز توسط اين خواننده و همراهي او با استاد مجيد انتظامي در سمفوني ايثار، گفتنيهاي او را مرور ميكنيم. وي درباره انتخابش در اين سمفوني ميگويد: «سال 83 ، من اين كار را خواندم و در استوديو آن را ضبط كرديم. هنگام اجراي زنده، نيز از من خواسته شد تا با گروه، همراه شوم.
مبناي آشنايي ما برميگردد به زمان ساخت «بوي پيراهن يوسف». آن زمان ايشان به دنبال خوانندهاي براي اجراي موسيقي اين فيلم بودند كه اتفاقاً خيلي هم روي اين قضيه كه چه كسي آن را بخواند، حساسيت داشتند؛ كه به ايشان معرفي شدم و با هم آشنا شديم.
در اين آشنايي با خود كار آشنا شدم و قرار استوديو گذاشته شد. كار را اجرا كرديم و خوشبختانه صداي من روي موسيقي نشست.»
به گفته تفرشي اين آشنايي به فيلم «بوي پيراهن يوسف» برميگردد و قبل از آن انتظامي تنها شناختي كه از او داشت، به سابقه تحصيلي او برميگردد: «من در هنرستان موسيقي درس خوانده و از آنجا فارغالتحصيل شدهام و دانشجوي رشته موسيقي در دانشگاه نيز بودهام.»
او انتخاب را به دليل صدايش ميداند: «شايد چون خواننده تنور هستم. اين انتخاب صورت گرفت و از طرف ديگر مهم اين است كه آهنگساز بر چه مبنايي قرار است كار را بسازد. اوست كه بر اساس آهنگي كه نوشته، در نظر ميگيرد كه كدام خواننده بايد آن را بخواند و بر اساس وسعت و رنگ صداي خواننده و هماهنگي آن با اثري كه نوشته، او را انتخاب كند.
شايد به جرأت بتوانم بگويم كه تاكنون 170 اجراي مختلف چه با اركستر خودم، چه در موسيقي پاپ و چه موسيقي اركسترال داشتهام. ولي اجرا با اركستر سمفونيك برايم خيلي جالب، جذاب و دوستداشتني است.»
طبق قرار قبلی به طرف خانه ژولیت راه میافتم. طی مسیر باید از میدان آز
ادی عبورکنم، همان جایی که ویگن آرزو داشت در آن بار دیگر برای مردم کشورش آواز بخواند. آرزویی که هرگز محقق نشد.
طولی نمیکشد که به محلهای که ژولیت در آن زندگی میکند. میرسم و ساختمان قدیمی چهار طبقهای که او در آن سکونت دارد را پیدا میکنم. زنگ خانه را که میزنم مرد جوانی با چهرهای گشاده در را به رویم باز میکند. بعد از سلام و احوالپرسی به من گوشزد میکند که «مراقب باشید مادرم از مرگ ویگن و کارو خبر ندارد».
او فرانکو تنها فرزند ژولیت است. راهنمایی ام میکند داخل شوم. وارد خانه که میشوم من را به اطاق ژولیت هدایت میکند. در اتاق زنی سالخورده را میبینم که شباهت زیادی به ویگن دارد. موهای سفیدش را آراسته و پشت سرش جمع کرده. باریک اندام است و سفید چهره. لبهی تخت خواب نشسته و با دیدن من لبخند میزند.
منبع گزارش : سایت هنر و موسیقی
سعید مدرس متولد سال یک هزار و سیصد و پنجاه و شش خورشیدی می باشد. تحصیلات آکادمیک او در رشته مهندسی عمران تا مقطع کارشناسی ادامه یافت ..

اولین برخورد او با موسیقی در نوجوانی و با آموختن نوازندگی پیانو در سبک کلاسیک آغاز شد. سعید در سال هفتاد و چهار یعنی در هجده سالگی پا به عرصه ی موسیقی الکترونیک نهاد و اولین تجربیات آهنگسازی و تنظیم او مربوط به آن سالهاست. او همچنین با گسترش امکانات صدابرداری دیجیتال در ایران در استودیوی شخصی خود به mix و mastering آثار خود و مطالعه بر روی مقوله ی صدابرداری پرداخت.
سعید مدرس همچنین از سال 1373 زیر نظر روئین پاکباز ضمن فراگیری مبانی هنرهای تجسمی به مطالعه بر روی تاریخ هنر اقدام نمود و پس از سالها تمرینات مستمر در طراحی و نقاشی ، سرانجام آثار خود را در چندین نمایشگاه داخلی به نمایش گذاشت.
منبع بیوگرافی :وبسایت رسمی سعید مدرس
در نسل جديد خوانندگان پاپ، عدهاي از خوانندگان هستند كه دوست دارند كمكار باشند، تا هر بار كه كارشان به بازار ميآيد، مورد استقبال قرار بگيرد... يكي از اين افراد، بهنام صفاريان است، برادر بهروز صفاريان كه اولين آلبومش را سال 80 به نام «دورنگي» روانه بازار كرد كه در زمان خودش با استقبال خوبي مواجه شد، از اينرو تصميم گرفت كه دومين آلبومش را هم روانه بازار كند، اما 6 سال طول كشيد... به هر حال موسيقي اين آلبوم برعهده «بهروز صفاريان» بود. وي در بين تنظيمكنندگان و آهنگسازان پاپ ازجايگاه ويژهاي برخوردار است و سعي كرده براي برادرش «وسواس» شديدي خرج كند... طي سالهاي اخير بارها گفته شد كه« شبح » روانه بازار خواهد شد، اما هر بار بنا به دلايلي پخش اين آلبوم به زمان ديگري موكول شد تا جايي كه شايعه شد «شبح» مجوز نميگيرد. اما زماني كه در زمستان 86، «شبح» روانه بازار شد، خط بطلاني كشيد بر شايعات بياساس... با بهنام صفاريان گفتگويي انجام داديم كه گزيدهاي از آن را ميخوانيد:
بيوگرا في
متولد 27 ارديبهشت سال 1352 هستم، دو برادر و يك خواهر دارم و فرزند سوم خانواده ميباشم و فارغالتحصيل رشته الكترونيك از دانشگاه نجفآباد اصفهان هستم.
موسيقي در خانواده صفاريان
برعكس تصوري كه وجود دارد موسيقي در خانواده صفاريان جنبه موروثي ندارد و تنها من و بهروز در اين عرصه فعاليت ميكنيم. من به واسطه برادرم بهزاد به اين حرفه علاقهمند شدم، آن اوايل هم با ملوديكاي بادي كار ميكردم، چندي بعد هم نسل كيبوردهاي كوچك الكترونيكي به بازار آمدند و من كارم را با اين نوع سازها ادامه دادم.
طلسم شبح
سرانجام پس از 6 سال چشم انتظاري طلسم «شبح» شكست و اين آلبوم روانه بازار شد، سال 1380، وقتي آلبوم «دورنگي» را روانه بازار كردم قصد داشتم 6 ماه بعد آلبوم شبح را روانه بازار كنم، اما 6 سال طول كشيد.
زمان پخش نامناسب
خودم هم قبول دارم كه زمان پخش آلبومم چندان مناسب نبود اما خب شركتي كه مسئوليت پخش اين آلبوم را برعهده داشت اصرار داشت اين آلبوم به بازار بيايد اما خب استقبال خوب از اين آلبوم ما را به اين حقيقت رساند كه هنوز هم مخاطب ايراني به كيفيت اهميت ميدهد و بيشتر از آنكه درگير مسائل جانبي و هياهوي تبليغاتي باشد به خود اثر اهميت ميدهد.
پرهيز از كهنگي
ما سعي كرديم تا آنجا كه ميشود كار را از ورطه تكرار جدا كنيم و اثر متنوعي را خلق كنيم اين تنوع در ملودي، آهنگها و تنظيم «شبح» به وضوح ديده ميشود.
زمان
كارهاي من جزو آثاري محسوب ميشود كه شايد يك شنونده وقتي آن را براي اولين بار ميشنود، خيلي تحت تاثير قرار نميگيرد، اما پس از چند بار گوش دادن تازه به عمقش پي ميبرد. بدون شك شبح براي معرفي شدن و پيدا كردن مخاطبانش احتياج به فرصت دارد.
تفا هم
من و بهروز در كارهايمان معمولا با هم مشورت ميكنيم و از نقطهنظرات يكديگر در كار استفاده ميكنيم. البته خب در كار حرفهاي هميشه اختلافنظراتي هم وجود دارد چه بين دو برادر و چه همكار... من و بهروز هم معمولا با هم توافقي كار و معمولا راجع به يك كار با هم بحث ميكنيم، ابعاد مختلفش را در نظر ميگيريم و در نهايت پيشنهاد كسي كه منطقيتر باشد، پذيرفته ميشود.
محدود يت
در اين مسئله شك نكنيد كه اگر تنها بخشي از مشكلات و محدوديتها از جلوي پاي من و بهروز برداشته ميشد ما ميتوانستيم آثار خارقالعادهتري را خلق كنيم.
سليقه
متاسفانه سليقه مردم در زمينه موسيقي به شدت افت كرده است، مردم ما اين روزها به گوش دادن آهنگهاي ضعيف عادت كردهاند اين روزها موسيقي كه مردم ما گوش ميدهند فاقد هرگونه هويت و شناسنامه كاري است، اما در اين مسئله شك نكنيد كه اگر ما يك كار خوب و فاخر را به مردم ارائه دهيم آنها ديگر حاضر نميشوند، اين موزيكهاي بيكيفيت را گوش دهند.
فراخو ان
من و بهروز قرار است به زودي مكاني را تاسيس كنيم براي كشف استعدادهاي افراد علاقهمند به موسيقي و خوانندگي. اميدوارم بتوانيم در اين راه موفق شويم...
منبع گزارش : سایت خانواده سبز

حامي را بابك بيات معروف كرد؛ با آلبوم «دو نيمه رويا» كه برايش ساخت. ولي كار حامي خيلي قبل از اينها شروع شده بود.
اولينبار كه صدايش منتشر شد، سال 77 در كاست «قبيله عشق» بود كه حامي در آن فقط 2 تا قطعه خوانده بود. بعد از آن آلبوم «حامي» را در آورد كه با كيفيت خيلي بدي منتشر شد و كسي به آن صورت آنرا نشنيد اما با اين وجود در بين علاقهمندان و منتقدين موسيقي پاپ آن دوره خيلي مورد قبول واقع شد.
كار ديگرش آلبوم «دو نيمه رويا» با آهنگسازي بابك بيات، 4 سال پيش درآمد. خودش ميگويد روي هر آلبومش 4 سال كار ميكند. الان هم بعد از 4 سال كه از «دو نيمه رويا» ميگذرد، آلبوم «فقط نگاه ميكنم» را به بازار داده. البته كارهاي ديگري را هم در اين بين از او شنيدهايم؛ تيتراژ فيلم «سام و نرگس» و سريال «سلام»، خوانندگي با اركستر سمفونيك در سمفوني «ايثار» و سمفوني «پيامبر». به بهانه انتشار آلبوم جديدش به سراغ او رفتهايم .
لينك مطلب:
http://www.hamshahri.org/News/?id=29118
منبع : همشهري
بدون شک داريوش پديدهاي درتاريخ موسيقي ايران است، ترانههاي داريوش از خواستهها و افکار مردم ايران در سه دهه اخير متاثر گشته. داريوش افسانه است. او يکي از هزاران خواننده ايست که در دوران معاصر چون ستاره ميدرخشد. ترانههاي او در ارتباطي نزديک با رنج و خوشي زندگي متداول ايرانيان است، مردماني سختي کشيده و دوستدار آزادي. او با بياني ژرف و بدور از اغراق به بيان احساسات ايرانيان ميپردازد. موسيقي او همانند شعراش داراي نظم است، احساسات ژرف و عميق، از اينرو ترانههاي داريوشدرقلب مردم جاي دارد . داريوش در 15 بهمن سال 1329 خورشيدي درتهران بدنيا آمد. اوسالهاي اوليه عمر خود را در ميانه، کرج و کردستان سپري کرد. استعداد خدادادي او در 9 سالگي و در زماني که براي اولين بار برروي صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در 20
سالگي توسط حسن خياط باشي از تلوزيون ايران به مردم معرفي شد و با ترانه افسانه و جاويد « بمن نگو دوست دارم » درقلب مردم جاي گرفت.اوبا پيدايش عصر بي همتاي سبک نوين موسيقي ايران همدوره بود . داريوش هرگز با عقايد تحميلي به اجتماع خود سازگار نبود، ترانههاي او حاصل اشعار و موسيقي انسانهايي وارسته چون شاملو، نادرپور، جنتي عطايي، قنبري و بيات است. اين موضوع سبب گشت تا ترانههاي او در رابطه با عشق، صلح، آزادي و عدالت سروده شوند. پس از انقلاب ديگر عرصهاي براي داريوش و هنرش نبود ازاينرو وي از سرزمين مادري خود کوچ کرد . کارهاي او شامل بيش از 200 ترانه در 25 آلبوم است. داريوش کنسرتهاي بيشماري را در تالارهاي بزرگ جهان چون Notably Wembley (لندن)، Carnegie Hall (نيويورك)، Kennedy Center (واشنگتن ديسي)، Koncertos (استكهلم)، Greek Theater (لس آنجلس) و Universal Amphitheater (لس آنجلس)به اجرا درآورده است . داريوش در هنر عکاسي نيز صاحب سبک است، همچنين در دو فيلم سينمايي «ياران» و «فرياد زيرآب» نيز ايفاي نقش نموده. ترانهها و پيامهاي داريوش بسيار جلوتر از تفکرات عصر اوست .حتي جهان عرب نيز با سبک غني داريوش آشناست و ترانههاي او را پذيرفته است، در فستيوال موسيقي، فيلم ورسانههاي تصويري که چندي پيش در بحرين برگذار شد داريوش بعنوان نماينده سبک معاصر و منحصر بفرد موسيقي ايران اين سبک را به جهان معرفي کرد و برنده بالاترين نشان صلح گشت. وي در مراسم اختتاميه اين جشنواره نداي آزادي را بخصوص براي سرزمين مادري خود ايران، سرداد .
برگرفته از سايت داريوش
به من نگو دوست دارم
حالا كه كار تو شده پر از نيرنگ و ريا
حالا كه دل تو شده فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوست دارم كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نميشه
به من نگو دوست دارم كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نميشه
تو با اين چرب زبوني هي به من دروغ ميگي
ميخواهي گولم بزني هي به من دروغ ميگي
به من نگو دوست دارم كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نميشه
حالا كه كار تو شده پر از نيرنگ و ريا
حالا كه دل تو شده فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوست دارم كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نميشه
به من نگو دوست دارم كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نميشه
تو با دل شكستهام انقده جفا نكـــن
تو اگه دوستم نداري اينجوري بد تا نكن
به من نگو دوست دارم كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نميشه
به من نگو دوست دارم كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نميشه
شاعر : پرویز مقصدی
چند هفته پيش راديو زمانه درباره دستگيری رپخوانها در ايران گزارش داد و بعد از آن شايعات زيادی دراين باره از طريق رسانههای ديگر پخش شد. يکی از آن شايعات اين بود که رپرها در ارتباط با مواد مخدر بازداشت شده بودند. هفته گذشته اين شايعه از سوی امير تتلو، خواننده هیپ هاپ ايرانی، در مصاحبه با برنامه شب هفتم بیبیسی پخش شد.
علی شاکری، معروف به "زيگعلی"، يک وبلاگ نويس علاقمند به رپ در تهران که برای بی بی سی هم مطلب می نويسد، در وبلاگ خود مطالبی را منتشر کرده و با لحنی تند راديو زمانه را به کوتاهی و «تشويش اذهان عمومی» متهم کرده بود. زيگعلی تأکيد میکند که در مورد بازداشت رپرها با "هيچکس"، معروف به "پدرخواندهی رپ فارسی" صحبتی خصوصی داشته است. هيچکس" و "قاف"، يک رپر ديگر ايرانی، دليل بازداشتها را نداشتن مجوز انتشار و نفس ژانر رپ ناميدند.
زمانه: خب، در کل میخواستم بدانم و از دهان خودت بشنویم که قضیهی این دستگیریها و شایعاتی که دوروبر بچههای رپر وجود دارد چی هست؟ میشه از اول خودت برای ما این قضیه را توضیح بدهی لطفاً؟
هيچکس: توضیح بدهم که اینها هیچکدام... یعنی شایعه خیلی زیاد شده. راجع به خودم که اکثراً دروغ است. شنیدم که بعضیها گفتند، نمیدانم، بهخاطر مواد ما را گرفتند و این چیزها. این هم شایعه است که در رادیوها و جاهای دیگر پخش شده. بهخاطر رپ بوده. همین است دیگه. یکسری هستند که سوءاستفاده کردند از این قضیه که پیش آمده. همین دیگه، کسانی که بد ما را میخواستند حالا یکسری شایعهپراکنیها و این چیزهای بیخود کردند. میخواستند ما را کوچیک کنند و اسممان را بیاورند پایین. ولی خب، قضیه همین بوده، بقیه چیزهایی که بقیه میشنوند، شایعه است دیگر.
زمانه: ولی واقعیت قضیه را میشود لطفا بهتر و روشنتر توضیح بدهی که برای چی گرفتند شما را اصلاً؟ اگر آن شایعه است، پس درستش چی هست؟
هيچکس: خب، تمام مسائلی که پیش آمده، بهخاطر رپ بوده دیگر.
زمانه: یعنی فکر میکنی این بهشکل یک کارزار يا کمپین بوده و شما را به طور دستهجمعی، خوانندههای رپ را، میگرفتند یا فقط افراد بخصوصی را میگرفتند که یکی از آنها خودت بودی؟
هيچکس: نه، فقط افراد خاصی را میگرفتند.
زمانه: ببین، من شنیده بودم که تو خودت رفتی خودت را معرفی کردی، درسته؟
هيچکس: بله.
زمانه: ولی بقیه را آمدند دستگیرشان کردند یا بقیه هم رفتند خودشان را معرفی کردند؟ اصلاً بگو از کجا به گوشتان رسید که دنبال شما هستند؟
هيچکس: نه دیگه، وارد مسائل چیز نشویم. همین که بدانند اکثر چیزهایی که مردم میشنوند شایعه است، کافیست دیگه.
زمانه: نمیخوای توضیح بدهی برای چی خودت را معرفی کردی؟
هيچکس: برای اینکه... خب بچهها را گرفته بودند و خوبیت نداشت ما بیرون باشیم.
زمانه: یعنی داری میگویی، تنها بخاطر اینکه همراههای تو را گرفته بودند، دوستهای خودت را و بچهها را گرفته بودند، میخواستی در کنار آنها باشی؟
هيچکس: آره من خب بهاصطلاح متواری بودم، ولی بعدش که دیدم بچهها را گرفتند خودم را معرفی کردم دیگه.
زمانه: الان مشکلی که وجود دارد سر این قضیه است که شما اصلاً چرا دارید رپ میخوانید یا چرا دارید بدون مجوز میخوانید؟ مشکل چی هست؟
هيچکس: مشکل این است که چرا بدون مجوز میخوانیم و چرا رپ است. یعنی کلاً خب رپ همچین معقول نیست.
زمانه: و آن وقت چرا آزادت کردند؟
هيچکس: این چیزها هم باز چیزهاییست که نمیشود گفت.
زمانه: خب من خیلی تویش نمیروم، ولی میخواهم بدانم آیا بازهم رپ خواهی خواند یا دنبال مجوز خواهی گشت از این بهبعد؟
هيچکس: والا ببینیم آینده چی میشه.
زمانه: تو با امیر تتلو صحبت کردی بعد از این اتفاق، بعد از اینکه شنیدی یک چنین شایعهای را پخش کرده یا نه؟
هيچکس: ما با این بچهـ مچهها کار نداریم.
زمانه: برایت هم دلیلی نداشت که بخواهی عکسالعملی نشان بدهی راجع به یک چنین شایعهای به این بزرگی؟
هيچکس: عکسالعمل که... خب شایعه را که هیچوقت جلویش را نمیشود گرفت...
زمانه: ولی بههرحال، میشود اعتراض کرد. اعتراض کردی؟
هيچکس: من اعتراض کنم؟!...
زمانه: مثلا سعی نکردی از طریق یک رسانهای، روزنامهای، رادیویی حرفت را بگی؟ یا اولین بارست که داری صحبت میکنی در این باره؟
هيچکس: اولین بار است که دارم صحبت میکنم. چون خیلیها هستند که اول خودشان را خوب نشان میدهند، بعدش معلوم میشود شخصیت واقعیشان چیه. واسه همین دیگه به هر کسی جواب نمیدهیم.
زمانه: داری معما میگویی! منظورت کی هست؟
هيچکس: رادیوهای دیگه، رسانههای دیگه. هرچی.
زمانه: ولی خودت هیچ تلاشی نکردی که بخواهی تماس بگیری و بگویی که شما این خبر را باید پس بگیرید یا عذرخواهی کنید و یا این خبر را درست منتشر بکنید؟
هيچکس: ...همه میدانند چیها شایعه است و چیها شایعه نیست دیگه.
زمانه: ولی آنها ظاهراً منابعی داشتند که با تکیه به آن منابع آن حرفها را اعلام کردند، نه؟
هيچکس: هر منبعی داشتند، چرت و غلط بوده دیگه.
زمانه: هیچ کس آیا از آن رسانهها با خودت تماس گرفت که ازت بپرسد واقعیت قضیه را ؟
هيچکس: نه! هیچ رسانهای. حتا اینجا مجلهها و روزنامهها بعضی شایعهها را درج میکنند، ولی با هیچ کدوم اصلاً ما تماسی نداشتیم.
زمانه: آیا واقعاً این نخستینبار است که يک رسانه با تو تماس میگیرد و سوال میکند که واقعیت از چه قرار است؟
هيچکس: دقیقاً.
زمانه: خیلی ممنون مرسی سروش جان.
هيچکس: چاکرم.
زمانه: متشکر. خودت چیزی را اگر میخواهی اضافه کنی...
هيچکس: من یک چیز را میخواهم اضافه کنم. خیلیها که ادعاشون میشه میخواهند به ما کمک کنند، تا چنین اتفاقی میافتد از آب گلآلود ماهی میگیرند. اینطوری خوبیت ندارد. بالاخره یا بروند راه بقیه یا...
زمانه: ولی ما میتوانیم امیدوار باشیم که «هیچکس» بازهم آواز میخواند، یا چطور؟
هيچکس: کلاً هیچکس نباید امید را از دست بدهد...
زمانه: این میتواند موضوع آهنگ بعدیات بشود، میتوانی یک رپی درست بکنی...
هيچکس: آهنگ زیاد میشه (ساخت(.
زمانه: امیدوارم که آهنگهای جديدت را باز هم بشنویم در برنامههای رادیو زمانه.
هيچکس: صداتون خیلی بد میآید.
زمانه: من گفتم همین موضوع، همین اتفاقی که برایت افتاده و با تو گذشته، میتواند موضوع آهنگ بعدیات بشود، هان؟
هيچکس: هان، نمیدانم. شدنی زیاد هست.
زمانه: ببینیم و تعریف کنیم.
هيچکس: جداً این نامردیست. ما اینقدر زحمت میکشیم، ولی یکسری هستند از آب گلآلود ماهی میگیرند.
زمانه: خب پس باید تلاش کرد آن آب گلآلود را صاف بکنی.
هيچکس: بله. من ردیفش میکنم. همه چی درست میشه. ولی کلاً میخواهم بگویم، آنهایی که دارند الان اینطوری میکنند یادشان باشد.
دوستان عزیز می توانید در ادامه مطلب مصحبه های زیر را بخوانید
گفتگوی شعله با "قاف"، رپخوان ايرانی
گفتوگوی داريوش و شعله با "زيگعلی"


